السيد محمد حسين الطهراني

492

معاد شناسى (فارسى)

مُجسَّم عالَم كلّى و وجود إطلاقى . شعاع نور أحديّت ذات ، منعكس در آئينه‌هاى آفاق و نفوس است ؛ و ولايت ساريه و جاريه ، در ظواهر و بواطن و سرّ و حقيقت تمام أنبياء و مرسلين است ؛ و سروَر و سالار تمامى أوصياء و صدّيقين ؛ صورت امانت خداوندى است ؛ و مادّه و ريشهء علوم نامتناهى ؛ هويّت آن حقيقت در نظرها آشكار و هويدا است ؛ و جلالت و عظمت او بر عقول انسان‌ها مخفى و پنهان . بسم الله الرّحمن الرّحيمِ كتاب موجود است ؛ و فاتحه و آغاز مُصحَف وجود ؛ حقيقت نقطهء بائيّه است ، كه تحقّق جميع مراتب موجودات از اوست ؛ و تحقّق مراتب انسانيّت بدوست ؛ شير نِيِستان كاخ إبداع ؛ و صاحب حملات مكرّره در معركه‌هاى اختراع ؛ سرّ آشكاراى حضرت خداوندى ؛ و ستارهء درخشان جناب سرمدى : عَلىّ بنِ أبى طالب عَلَيه الصَّلَاةُ وَ السَّلامُ . » قصيدهء فؤاد كرمانى در مدح أمير المؤمنين عليه السّلام نه مراست قدرتِ آنكه دم زنم از جلال تو يا علىّ * نه مرا زبان ، كه بيان كنم صفت كمال تو يا علىّ شده ماتْ عقلِ موحّدين ، همه در جمال تو يا علىّ * چو نيافت غير تو آگهى ، ز بيان حال تو يا علىّ نَبَرد به وصف تو ره كسى * ، مگر از مقال تو يا علىّ توئى آنكه غير وجود خود ، به شهود و غيب نديده اى * همه ديده اى نه چنين بود ، شه من تو ديدهء ديده اى